محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
223
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
الطّاعة و ثلمتم حصن اللّه المضروب عليكم بأحكام الجاهليّة فإنّ اللّه سبحانه قد امتن على جماعة هذه الأمّة فيما عقد بينهم من حبل هذه الألفة الّتي ينتقلون في ظلّها و يأوون إلى كنفها بنعمة لا يعرف أحد من المخلوقين لها قيمة - لأنّها أرجح من كلّ ثمن و أجلّ من كلّ خطر و اعلموا أنّكم صرتم بعد الهجرة أعرابا و بعد الموالاة أحزابا ما تتعلّقون من الإسلام إلّا باسمه و لا تعرفون من الإيمان إلّا رسمه . ( 23 ) » ترجمه از حالات زندگى فرزندان اسماعيل پيامبر عليه السّلام و فرزندان اسحاق پيامبر عليه السّلام ، فرزندان اسراييل « يعقوب عليه السّلام » ( كه درود بر آنان باد ) عبرت گيريد ، راستى چقدر حالات ملّتها باهم يكسان و در صفات و رفتارشان با يكديگر همانند است ! در احوالات آنها روزگارى كه از هم جدا و پراكنده بودند انديشه كنيد ، زمانى كه پادشاهان كسرىها و قيصرها بر آنان حكومت مىكردند و آنها را از سرزمينهاى آباد ، از كنارههاى دجله و فرات و از محيطهاى سرسبز و خرّم دور كردند و به صحراهاى كمگياه و بىآب و علف ، محل وزش بادها و سرزمينهايى كه زندگى در آنجا مشكل بود تبعيد كردند ، آنان را در مكانهاى نامناسب ، مسكين و فقير ، همنشين شتران ساختند ، خانههايشان پستترين خانهها و سرزمين زندگيشان خشكترين بيابانها بود ، نه دعوت حقّى وجود داشت كه به آن روى آورند و پناهنده شوند ، و نه سايه محبّتى وجود داشت كه در عزّت آن زندگى كنند . حالات آنان دگرگون و قدرت آنان پراكنده و جمعيّت انبوهشان متفرّق بود . در بلايى